بررسی ساختار جمله در نثر معاصر عربی از منظر خاورشناسان غربی؛ مطالعه موردی جمله اسمیه و فعلیه از دیدگاه ویسنته کانتارینو
محورهای موضوعی : کلام اسلامیفائزه شب تاب 1 , سید بابک فرزانه 2 *
1 - دانشجویدکتری تخصصی، گروه زبان و ادبیات عربی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 - استاد، گروه زبان و ادبیات عربی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
کلید واژه: جمله اسمیه و فعلیه, نحو کلاسیک, نحو مدرن, نثر معاصر عربی, ویسنته کانتارینو.,
چکیده مقاله :
آموزش نحو عربی و تسهیل تحلیل متون ادبی برای غیر عرب¬زبانان همواره یکی از دغدغه¬های مهم در میان محققان زبانِ عربی بوده است. در این¬ میان، خاورشناسان به¬دلیل آگاهی از مشکلات و مسائل غیر عرب¬زبانان توجه زیادی به این قضیه کرده و با توجه به دشواری زبان عربی و ويژگیهای خاص آن که برای غربی¬ها سخت و نامأنوس است، با شیوه¬های جدیدی، این مهم را پی گرفته ¬اند؛ از جمله چهره¬ه ای برجسته در این حوزه «ویسنته کانتارینو» است که در کتاب «نحو نثر جدید عربی» با استخراج نمونه ¬هایی از نثر معاصر عربی سعی کرده نحو عربی را به شیوه جدید، آسان و متناسب با قواعد انگلیسی بازآرایی کند. این مقاله با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی در صدد بررسی یکی از مهمترین ساختارهای نحو عربی یعنی ساختار جمله اسمیه و فعلیه در کتاب کانتارینو است و کوشیده است نگرش، رویکرد و دسته¬بندی او درباره این دو نوع از جمله را بررسی کند. نتیجه پژوهش نشان داده است کانتارینو جمله اسمیه را بر حسب کميّت واژگانی و روابط میان واژگان به سه دسته تک¬بخشی، دو بخشی و سه¬بخشی تقسیم کرده است، ولی جمله فعلیه صرفاً ساده است و به انواع فوق تقسیم نمی¬شود. همچنین معیار او تعیین جمله نقش علمکردی اجزاء جمله است و شرط مقدّم بودن اسم یا فعل را در نظر نمی¬گیرد. با وجود تأثیرپذیری از زبان انگلیسی دسته¬بندی او از شمولیت لازم برخوردار نیست و ظرافت¬های نحو کلاسیک عربی را نادیده گرفته است.
Teaching Arabic syntax and facilitating the analysis of literary texts for non-Arabic speakers has always been an important concern among Arabic language researchers. In the meantime, Orientalists, aware of the problems and issues of non-Arabic speakers, have paid great attention to this issue and, given the difficulty of the Arabic language and its special features, which are difficult and unfamiliar to Westerners, have pursued this issue with new methods.Among the prominent figures in this field is Vicente Cantarino, who in his book "The Syntax of Modern Arabic Prose" has tried to rearrange Arabic syntax in a new, easy way, and in accordance with English rules, by extracting examples from contemporary Arabic prose. This article, using a descriptive-analytical method, seeks to examine one of the most important structures of Arabic syntax, namely the structure of the noun and verb sentence in Cantarino's book, and has attempted to To examine his attitude, approach and classification about these two types of sentences. The results of the research have shown that Cantarino has divided the nominal sentence into three categories, one-part, two-part and three-part, according to the lexical quantity and the relations between the words, but the verb sentence is simply simple and is not divided into the above types. Also, his criterion for determining the sentence is the functional role of the sentence parts.And he does not consider the condition of the noun or verb being antecedent. Despite being influenced by English, his classification is not comprehensive and ignores the subtleties of classical Arabic syntax.
قرآن کریم
ابن جماعة، محمد بن أبيبکر، (1430هـ 2009م)، شرح نکت ابن هشام المصري من قواعد الاعراب، الطبعة الاولی، القاهرة، مکتبة الثقافة الدینیة.
ابن خلدون، عبدالرحمن بن محمد (2005)، الـمقدمة، تصحیح أبو عبدالله السعید، بیروت: مؤسسة الکتب الثقافیة.
ابن هشام الأنصاري، أبو محمد عبدالله، (1383 ش)، مغني اللبیب عن کتب الاعاریب، بیروت، المکتبة العصریة.
ابن هشام الأنصاري، أبو محمد عبدالله، (2005م)، مغني اللبیب عن کتب الاعاریب، القاهرة، دار الطلائع.
ابن هشام الأنصاري، أبو محمد عبدالله (1384ش)، شرح شذور الذهب في معرفة كلام العرب، الطبعة الاولی، طهران، دار الكوخ.
ابوالهجاء، ياسين (2008)، مظاهر التجديد النحوي لدی مجمع اللغة العربية بالقاهر، عمان: بی¬نا
امین، احمد، (1952م)، ضحی الاسلام، قاهرة.
تقی¬الدین، خلیل (1969)، خواطر ساذج، بیروت: مؤسسة نوفل
جبران خلیل جبران، (1949م)، المعجم الکامل لمؤلفات جبران خلیل جبران، ج3، بیروت.
جرجاني، علی بن محمد، (1991)، التعریفات، الطبعة الاولی، بیروت، دارالکتاب اللبناني.
حسن، عباس، (1431ق)، النحو الوافي، ج1، قم، ذوی القربی.
الحنفي، أبي البقاء، (١٤32ق)، الكليات معجم في المصطلحات والفروق اللغوية، بیروت، مؤسسة الرسالة.
الحکیم، توفیق (1934)، شهرزاد، القاهرة: دار مصر للطباعة.
الخوارزمي، القاسم بن الحسین، (1990م)، شرح المفصل في صنعة الاعراب الموسوم بالتخمیر، الطبعة الاولی، بیروت، دار الغرب الاسلامي.
سیبویه، أبو بشر عمرو بن عثمان، (1316ش)، کتاب سیبویه، مصر، الطبعة الکبری الامیریة ببولاق.
السیوطی، جلال الدین عبدالرحمن (1979)، بغیة الوعاة فی طبقات اللغویین و النحاة، بیروت: دار الفکر.
طه حسین (1953م)، الایام، ج1، قاهرة.
القرطبي، ابن مضا، (بی¬تا)، الردّ علی النحاة، القاهرة، دار المعارف.
مخزومي، مهدي، (1986م)، في النحو العربي نقد وتوجيه، بیروت، دار الرائد العربي.
مصطفی، ابراهیم، (١٣٦٨ش/ 1972م)، المعجم الوسیط، الطبعة الثانیة، إسطنبول، المکتبة الاسلامیة للطباعة والنشر والتوزیع.
المنفلوطي، مصطفی لطفي، (1954)، مجدولین، چاپ سیزدهم، قاهرة.
موسی، سلامة (1962) أحلام الفلاسفة، بیروت: دارالکتاب اللبناني
نعيمه، ميخائیل (1952)، زاد المعاد، بیروت: مؤسسة نوفل
هیکل، محمد حسین، (1952)، حیاة محمد، القاهرة.
هاشمی خراسانی، أبو معین حمیدالدین حجت، (1366ش)، مهدي الأریب، شرح باب رابع مغني اللبیب. مشهد، انتشارات وحید.
Cantarino’s, V. (1974). Syntax Of Modern Arabic Prose (1st vol). Commissioned by the Center for International Affairs/Printed by Indiana University Press/Bloomington/London
قاسم، بشری، (2010-2011م)، انماط الجملة الاسمیه والفعلیة في دیوان بدوی الحبل، رسالة ماجستر، جامعة تشرین- سوریا.